غزل شمارهٔ ۴۲۳
دلها فتاده در پی آن دل ربا ببین
سلطان ز پیش و لشکرش اندر قفا ببین
شکر گدای آن لب شکرفشان نگر
عنبر غلام آن سر زلف دوتا ببین
بر خال چهره زلف کجش را نگون نگر
بالای دانه حلقهٔ دام بلا ببین
خطش نشسته بر زبر لعل نوش خند
در زیر سبزه چشمهٔ آب بقا ببین