غزل شمارهٔ ۴۲۷

گر کان نمک خواهی لعل نمکینش بین

اقلیم ملاحت را در زیر نگینش بین

جان بر لب مشتاقان دور از لب او بنگر

لب تشنه جهانی را از ماه معینش بین

ای دل چو خطش سر زد پیوند از او مگسل

یک چند چنان دیدی یک چند چنینش بین

از قهر دل آزارد، وز لطف بدست آرد

در شیوهٔ دلداری آتش نگر، اینش بین