غزل شمارهٔ ۴۲۸

چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین

حلقه‌های او بشمر، عقده‌های کارم بین

از دمیدن خطش اشک من به دامن ریخت

هاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بین

دوش در گذرگاهی دامنش به دست آورد

سعی گرد من بنگر، کوشش غبارم بین

نقد هر دو عالم را باختم به یک دیدن

طرز بازیم بنگر، شیوهٔ قمارم بین