غزل شمارهٔ ۴۴۲

تنها نه جا به خلوت دل‌ها گرفته‌ای

ملک وجود را همه یک جا گرفته‌ای

تا شانه را به جعد معنبر کشیده‌ای

کاشانه را به عنبر سارا گرفته‌ای

یارب چه لعبتی تو که چندین هزار دل

از جعد چین به چین چلیپا گرفته‌ای

من خود گرفتم از تو توان برگرفت دل

با این چه می‌کنم که به جان جا گرفته‌ای