غزل شمارهٔ ۵۰۵
اولین گام ار سمند عقل را پی میکنی
وادی بی منتهای عشق را طی میکنی
ما به دور چشم مستت فارغ از میخانهایم
کز نگاهی کار صد پیمانهٔ می میکنی
روز محشر هم نمیآیی به دیوان حساب
پس حساب کشتگان عشق را کی میکنی
هر کسی را وعدهای در وعده گاهی دادهای
وعدهٔ قتل مرا نی میدهی نی میکنی