غزل شمارهٔ ۵۱۳

ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سودایی

خاری از سوزن سودای تو در هر پایی

از رخ و زلف تو در دیر و حرم آشوبی

از خط و خال تو در کون و مکان غوغایی

سرو بالای تو پیرایهٔ هر بستانی

تن زیبای تو آرایش هر دیبایی

هیچ نقاش نبسته‌ست چنان تصویری

هیچ بازار ندیده‌ست چنین کالایی