غزل شمارهٔ ۴۶

لعل نوشینش چو خندان میشود

در جهان شکر فراوان میشود

قد او هرگه که جولان میکند

گوئیا سرو خرامان میشود

پرتو رویش چو می‌تابد ز دور

آفتاب از شرم پنهان میشود

قصهٔ زلفش نمیگویم به کس

زانکه خاطرها پریشان میشود