غزل شمارهٔ ۷۸

حال خود بس تباه می‌بینم

نامهٔ دل سیاه می‌بینم

یوسف روح را ز شومی نفس

مانده در قعر چاه می‌بینم

خط طومار عمر می‌خوانم

همه واحسرتاه می‌بینم

در دل بی‌قرار می‌نگرم

ناله و سوز و آه می‌بینم