قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق

چو صبح رایت خورشید آشکار کند

ز مهر قبلهٔ افلاک زرنگار کند

زمانه مشعلهٔ قدسیان برافروزد

سپهر کسوت روحانیان شعار کند

خجسته خسرو سیارگان به طالع سعد

دگر عزیمت صحرا و کوهسار کند

چو خیل ترک که بر لشگر حبش تازد

چو شاه روم که آهنگ زنگبار کند