قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق

ای شکوهت خیمه بر بالای هفت اختر زده

هیبت بانگ سیاست بر شه خاور زده

شیخ ابواسحق سلطانیکه از شمشیر او

مهر لرزانست و مه ترسان و گردون سرزده

دولت اقبال در بالای چترت دائما

همچو مرغابی سلیمانی پر اندر پر زده

هر کجا صیت تو رفته خطبه‌ها آراسته

هر کجا نامت رسیده سکه‌ها بر زر زده