قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحق

تجلت من سمات الامانی

تباشیر المسرة والامان

و صبح النحج لاح وهب سحرا

نسیم الانس موصوب الجنان

واضحی الروض مخضرا فبادر

الی الاقداح من کف القیان

نهان چون زاهدان تا کی خوری می

چو رندان فاش کن راز نهانی