قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده

مرد همه جا سر کار به

شخص معطل خجل وخوار به

بهرهٔ مقصود چو بی رنج نیست

کاهل بیکار به پیکار به

مرد که شبلی نشود گاه کار

زو سگ بازار به مقدار به ...

زان تن کاهل که گل نازکست

خارکش سوخته صد بار به ...