شمارهٔ ۳ - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم

بعد دو روزی که رسیدم ز راه

زآمدنم زود خبر شد به شاه

حاجبی آمد بشتابندگی

داد نویدم به صف بندگی

شه چو در چیدهٔ من دیده تر

مهره بچید از ندمای دیگر

گفت که : ای ختم سخن پروران!

ریزه خور خو آنچهٔ تو دیگران