شمارهٔ ۵ - چنان بنظر می‌رسد که آن سلطان عشرت طلب و هردم خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به ا

گر چه شد از بهر چنین نامه‌ای

داد مرا گرمی هنگامه ای

ناز پی آن شد قلم سحر سنج

کز پی آین مار نشینم به گنج

من که نهادم ز سخن گنج پاک

گنج زر اندر نظرم چیست ؟ خاک!

گر دهدم تا جور سر بلند

در نتوان باز به در یافگند