شمارهٔ ۶ - از ینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و ازاهل زمانه گله می‌کند

گرمی دل نیست چو حاصل مرا

سرد شد از آب سخن دل مرا

تاکی از ین شیوه به ننگی شوم

بی غرض اماج خدنگی شوم

تام گدائی کنم اسکندری

خلعت عیسی فگنم بر خری

محتشمانند درین روزگار

مس به زر اندودهٔ ناقص عیار