شمارهٔ ۱۶ - معراج

رفته و باز آمده در یک زمان

رفتن و باز آمدنش توأمان

چشم یقینش چو به رحمت فتاد

امت بیچاره نرفتش ز یاد

آب که خود خورد ازان زمزمه

قطره چکانید به کام همه

قطرهٔ او چشمهٔ والا شده

چشمه چه گویند که دریا شده