شمارهٔ ۲۱ - جواب پسر

گفت به حاجب که بشه باز پوی

خدمت من گوی و پس آنگه بگوی

با منت از بهر تمنای ملک

خام بود پختن سودای ملک

پخته‌ئی آخر ! دم خامان مزن

من زتو زادم! نه تو زادی زمن

ملک به میراث نیابد کسی

تا نزند تیغ دو بسی