شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدین

روز چو آخر شد و گرما گذشت

چشمه خور خواست ز دریا گذشت

تا جور شرق برآهنگ آب

کرد طلب کشتی گردون رکاب

کشتی شه تیز تر از تیر گشت

در زدن چشم ز دریا گذشت

راست که شد بر لب دریا رسید

گوهر خود بر لب دریا بدید