شمارهٔ ۸۴ - رسیدن خضر خان بادلدانی، و با او چون بخت خویش با دولت جفت گشتن

چو خوش باشد که یابد تشنه دیر

به گرمای بیابان شربتی سیر

حلاوت گیرد از شیرینیش کام

جگر آسودگی یابد ز آشام

چه خونها خورده باشد دل به صد جوش

که ناگه نوش داروئی کند نوش

خضر خانی کش از دیوان تقدیر

مرادی در زمانی داشت تحریر