شمارهٔ ۸۵ - خراب گشتن مجلس خانی از گردش دور مدام، و خفتن بخت بیدار خضر خان، به پریشانی این دولت در واقعه دیدن و تعبیر آن

بسی دیدم درین گردنده دولاب

ندیدم هیچ دورش بر یکی آب

اگر خورشید این ساعت بلند است

زمان دیگر از پستی نژند است

مکن تکیه به صد رو مسند و تخت

خس است این جمله چون بادی وزو سخت

ز تاراج سپهر دون بیندیش

که صد شه را کند یک لحظه درویش