بخش ۷ - کینهٔ برادر و مهر دوست

از پی میراث یکی خشم ناک

ریخت به کین خون برادر به خاک

تیغ به خون شسته ز پهنای دست

پیش در میر ولایت گذشت

دید دو برنای چو سرو بلند

یافته ز آسیب گناهی گزند

تیغ برآورده سیاست گری

تا به هر آسیب رباید سری