بخش ۹ - حکایت جوان مردی شیر خدا
بود یدالله بوغا در مصاف
با یکی از کینه وران در طواف
حمله بسی کرد سوار دلیر
گبر ستیزنده نیامد به زیر
تا به چنان کش مکش از دستبرد
شد ز دو سوالت پیکار خرد
هر دو دلاور چون به کین آمدند
گرم ز توسن به زمین آمدند
بود یدالله بوغا در مصاف
با یکی از کینه وران در طواف
حمله بسی کرد سوار دلیر
گبر ستیزنده نیامد به زیر
تا به چنان کش مکش از دستبرد
شد ز دو سوالت پیکار خرد
هر دو دلاور چون به کین آمدند
گرم ز توسن به زمین آمدند