بخش ۱۳ - عشرت کردن خسرو و شیرین بر لب شهر و دو افسانه گفتن آنان

شبی همچون سواد دیده پر نور

هوا عنبر فشان چون طره حور

زمانه برگ عشرت ساز کرده

فلک درهای دولت باز کرده

فرو مرده چراغ صبح گاهی

نشاط خواب کرده مرغ و ماهی

مقیمان زمین در پردهٔ راز

عروسان فلک در جلوهٔ ناز