بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو

چه فرخ روزگاری باشد آن روز

که گردد هم نشین دو یار دل سوز

همه سرمایهٔ عشرت مهیا

ز موج شادمانی دل چو دریا

مراد و خوش دلی و کامرانی

نشاط عشق و آغاز جوانی

کسی را کاین همه یک جا دهد دست

گر از دولت بنازد جای آن هست