بخش ۳۴ - پاسخ خسرو به شیرین

جوابی با هزاران عذر چون قند

گشاد و کرد شیرین را زبان بند

که ای داروی چشمم خاک کویت

دلم دیوانهٔ زنجیر مویت

ز رخسار تو چشمم باد پر نور

وزان رخسار زیبا چشم بد دور

ترا کز آشنایی صد زیان بود

اگر بیگانه گشتی جای آن بود