بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرین

چو مه در جلوه شد با نازنینان

به خلوت رفت از آن خلوت نشینان

نهان گشت از پی عاشق نوازی

کز آب گل کند گل را نمازی

حریر آبگون بر ماه بر بست

به گیسو چشم بد را راه بر بست

مکلل زیوری در خورد شاهان

بهای هر دری خرج سپاهان