بخش ۱۳ - تنقیه کردن مادر، دماغ مجنون را، به داروی تلخ نصیحت، و از در لفظه، و شیرینی زبان، مفرح سودای او ساختن

گویندهٔ حکایت آن چنان کرد

کان خسته چو باد پدر روان کرد

آمد به سرای خویش رنجور

نزدیک به مرگ و از خرد دور

مادر چو بدید حال فرزند

بگسست ز درد بندش از بند

بوسید، چو مادران، سرش را

تر کرد به گریه پیکرش را