بخش ۲۸ - صفت برگ ریز، و دوا دو باد خزان، واز آسیب صدمات حوادث، سر نهادن سرو لیلی در خاک، و بی بالش ماندن

آمد چو خزان به غارت باغ

بنشست به جای بلبلان زاغ

هر غنچه که جلوه‌کرد گستاخ

در ریختن آمد از سر شاخ

ریزان گل و لاله، شست در شست

مالنده چنار، دست در دست

گیسوی بنفشه خاک بوسان

چون زلف خمیدهٔ عروسان