بخش ۳۰ - این مویهای بی‌جان، به گیسوی منور مادر مغفورهٔ خویش، که تاب الشیب نوری داشت، راست افتاد، و بدین نالهای سوزان، نف

ماتم کده شد جهان نهان نیست

ماتم زده کیست کاز جهان نیست

زان جمله یکی منم درین سوز

از روزی خویشتن بدین روز

کامسال، دو نور از اخترم رفت

هم مادر و هم برادرم رفت

یک هفته، ز بخت تفتهٔ من

گم شد دو مهٔ دو هفتهٔ من