بخش ۵
دلم چون به گوهر کشی خاص گشت
به دریای اندیشه غواص گشت
بهر غوطه چندان فرو ریخت در
که دریا تهی گشت و آفاق پر
نثاری کزان در برانگیختم
به درگاه پیغمبرش ریختم
من افشاندم و آسمان برگرفت
عطارد ببوسید و بر سر گرفت
دلم چون به گوهر کشی خاص گشت
به دریای اندیشه غواص گشت
بهر غوطه چندان فرو ریخت در
که دریا تهی گشت و آفاق پر
نثاری کزان در برانگیختم
به درگاه پیغمبرش ریختم
من افشاندم و آسمان برگرفت
عطارد ببوسید و بر سر گرفت