غزل شمارهٔ ۳۰۳

شممت روح وداد و شمت برق وصال

بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال

احادیا بجمال الحبیب قف و انزل

که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال

حکایت شب هجران فروگذاشته به

به شکر آن که برافکند پرده روز وصال

بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم

کشیده‌ایم به تحریر کارگاه خیال