گزیدهٔ غزل ۲

رخ برفروز و زلف مسلسل گره بزن

تا بشکند جمال تو به آزرم و هر

مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد

ای رویت آفتاب و لبت ش و ک ور

شکر شد از خجالت لعل تو آب ور

برش و ک و ر چو کشیدی تو رخ وط

خط معنبر تو چود و قمر گرفت

کردند عاشقان تو تررو و وح