گزیدهٔ غزل ۶۷

نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد

تا روشنی دیده بیابد زغبارت

ای قبلهٔ صاحب نظران روی چو ماهت

سر فتنهٔ خوبان جهان چشم سیاهت

هر گه که ز بازار روی جانب خانه

چون اشک روان گردم و گیرم سر راهت

نزدیک توام چون نگذارند رقیبان

دزدیده بیایم کنم از دور نگاهت