گزیدهٔ غزل ۲۱۲

فلک با کس دل یکتا ندارد

زصد دیده یکی بینا ندارد

درخت دهر سر تا پای خار است

تو گل جویی و او اصلا ندارد

جهان از مردمی ها مردمان را

نویدی میدهد اما ندارد

کسی از هفت بام چرخ بگذشت

که باغ هشت‌در ماوا ندارد