گزیدهٔ غزل ۲۲۵

شب ! وفتاد و غمت باز کار خواهد کرد

دو چشم تیره ستاره شمار خواهد کرد

خیال یار گذر کرد این طرف ای صبر

بیا که باز مرا بی قرار خواهد کرد

دلم به صحبت رندان همی کشد دایم

دعای پیر رابات کار خواهد کرد

گزیر نیست ز تو هر جفا که هست بکن

که بنده هر چه بود اختیار خواهد کرد