گزیدهٔ غزل ۲۶۴

وفا در نیکوان چندان نباشد

ترا خود هیچ بویی زان نباشد

نظر در روی تو خود کرده‌ام من

بلی خود کرده را درمان نباشد

دلم بر بت‌پرستی خو گرفتست

مسلمان بودنم امکان نباشد

مرا بهر تو کافر میکند خلق

خود اهل عشق را ایمان نباشد