گزیدهٔ غزل ۳۰۰
لب از تو وز شکر پیمانهای چند
رخ از تو ز خفتن بتخانهای چند
درازی هست در موی تو چندان
که میباید به هر مو شانهای چند
بیازارد گرت زان شانه مویی
به پیشت بشکنم دندانهای چند
سر آنروی آتشناک گردم
بباید شمع را پروانهای چند
لب از تو وز شکر پیمانهای چند
رخ از تو ز خفتن بتخانهای چند
درازی هست در موی تو چندان
که میباید به هر مو شانهای چند
بیازارد گرت زان شانه مویی
به پیشت بشکنم دندانهای چند
سر آنروی آتشناک گردم
بباید شمع را پروانهای چند