گزیدهٔ غزل ۳۴۸

لعل شیرینی چو خندان می‌شود

در جهان شیرینی ارزان می‌شود

قد او هر گه که جولان می‌کند

گوییا سرو خرامان می‌شود

پرتو رویش چو می‌تابد ز دور

آفتاب از شرم پنهان می‌شود

قصهٔ زلفش نمی‌گویم بکس

زانکه خاطرها پریشان می‌شود