گزیدهٔ غزل ۳۹۶

ای شمع رخ تو مطلع نور

زین حسن و جمال چشم بددور

با پرتو عارض توخورشید

چون شمع درآفتاب بی نور

رخسار تو در جهان فروزی

مانندهٔ آفتاب مشهور

از روی تو شام صبح گردد

ور زلف تو صبح شام دیجور