گزیدهٔ غزل ۴۲۱
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بردوش
برخاستم و فتادم از پای
چون او بنشست رفتم از هوش
آن نرگس نیم مست جادوش
آهو برهای به خواب خرگوش
هر کس که ببیندت به یک روز
ملک دو جهان کند فراموش
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بردوش
برخاستم و فتادم از پای
چون او بنشست رفتم از هوش
آن نرگس نیم مست جادوش
آهو برهای به خواب خرگوش
هر کس که ببیندت به یک روز
ملک دو جهان کند فراموش