گزیدهٔ غزل ۴۳۷

رسید دوش ندایی از ین بلند رواق

کو ای مقیم زوایای شهر بند فراق

درین حضیض چرا گشته‌ای چنین محبوس

گذر چو طایر قدسی زاوج این نه طاق

منافقند و ریایی جمیع اهل بشر

بیا به صحبت یاران بی‌ریا و نفاق

ترا به روز ازل با جیب عهدی بود

چه آمدت که فراموش کرده‌ای میثاق