غزل شمارهٔ ۵۲

چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما

کفر شدست لاجرم ترک هوای نفس ما

چونک به عشق زنده شد قصد غزاش چون کنم

غمزه خونی تو شد حج و غزای نفس ما

نیست ز نفس ما مگر نقش و نشان سایه‌ای

چون به خم دو زلف تست مسکن و جای نفس ما

عشق فروخت آتشی کآب حیات از او خجل

پرس که از برای که آن ز برای نفس ما