غزل شمارهٔ ۵۳

عشق تو آورد قدح پر ز بلاها

گفتم می می‌نخورم پیش تو شاها

داد می معرفتش آن شکرستان

مست شدم برد مرا تا به کجاها

از طرفی روح امین آمد پنهان

پیش دویدم که ببین کار و کیاها

گفتم ای سر خدا روی نهان کن

شکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها