غزل شمارهٔ ۷۸
ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
درده می ربانی دلهای کبابی را
کم گوی حدیث نان در مجلس مخموران
جز آب نمیسازد مر مردم آبی را
از آب و خطاب تو تن گشت خراب تو
آراسته دار ای جان زین گنج خرابی را
گلزار کند عشقت آن شوره خاکی را
دربار کند موجت این جسم سحابی را