غزل شمارهٔ ۹۲

زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا

زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی

زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور

زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا

زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال

زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی

چو جان سلسله‌ها را بدرد به حرونی

چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا