غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن

ای طلعت توخنده به خورشید و ماه کن

زلف تو روز روشن مردم سیاه کن

خال تو آتشی است دل آفتاب سوز

خط تو سایه ای است سیه روی ماه کن

یعقوبها ز هجر تو بیت الحزن نشین

ای صد هزار یوسف مصری به چاه کن

نخل قد بلند تو بنیاد سرو کن

ریحان باغ سبز خطت گل گیاه کن