غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج

ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو

مه برلب افق لبه ای از کلاه تو

لرزنده چون کواکب گاه سپیده دم

شمع شبی سیاهم و چشمم به راه تو

کی میرسی به پرچم خونین چون شفق

خورشید و مه سری به سنان سپاه تو

ای دل فریب جادوی مهتاب شب مخور

زلفش کشیده نقشه روز سیاه تو