غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا

ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی

یک چشمه و صد دریا فری و فریبائی

من زشتم و زندانی اما مه رخشنده

در پرده نه زیبنده است با آنهمه زیبائی

افلاک چراغان کن کآفاق همه چشمند

غوغای شبابست و آشوب تماشائی

سیمای تو روحانی در آینه دریاست

ارزانی دریا باد این آینه سیمائی