غزل شمارهٔ ۹۶

لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا

تا از لب دلدار شود مست و شکرخا

تا از لب تو بوی لب غیر نیاید

تا عشق مجرد شود و صافی و یکتا

آن لب که بود کون خری بوسه گه او

کی یابد آن لب شکربوس مسیحا

می‌دانک حدث باشد جز نور قدیمی

بر مزبله پرحدث آن گاه تماشا