غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت

فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری

که راه آدم و حوا زده است دیو و پری

به پرده داری شب بود عیب ما پنهان

ولی سپیده دمان میرسد پرده دری

سرود جنگل و دریاچه سنفونیهایی است

برون ز دایره درک و رانش بشری

به باغ چهچه سحر بلبلان سحر

به کوه قهقه شوق کبکهای دری